الشيخ علي المشكيني

101

تفسير روان (فارسى)

گويى اينان گمان مىكنند كه بايد فرستادهء خدا را قدرت مطلقهء غيبى باشد كه هرچه خود بخواهد بكند و هرچه مردم بخواهند بياورد ؛ و چنين گمانى خطاست . وَلِكُلِّ قَوْمٍ هَادٍ يعنى : و براى هر گروهى هادى و راهنمايى هست . اين جمله اشاره است به قانون عام و حكم كلى و سنّت الهى جارى در مجامع مكلّفان جهان از آغاز خلقت تا پايان آن ، طبق قاعدهء لطف ، كه بايد پيوسته هدايتگرى از جانب خدا به عنوان پيامبر منذِر يا امام معصوم يا هادى ديگر ، در ميان جامعهء بشرى باشد ؛ و طبعاً هريك را بر حسب منصب و حال او حجت و برهانى اعطا مىشود . اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَىءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ يعنى : خداوند مىداند آنچه را كه هر ماده‌اى از انسان و غير انسان بارمىگيرد و آنچه را كه رحم‌هاى آنها مىكاهد و آنچه را مىافزايد . يعنى جنين در شكم مادر را با تمام اوصاف مىداند كه مثلًا فرد است يا زوج ، نر است يا ماده ، تام‌ّالخلقه است يا ناقص ، در دنيا عمر دراز مىكند يا كوتاه ، روزيش زياد است يا اندك و بالأخره شغل ، اولاد ، اموال ، ايمان ، كفر ، سعادت ، شقاوت ، حوادث جاريهء او تا مرگ و غيره . و هر چيزى در نزد او داراى حد و اندازه است . يعنى همهء ذرات عالم هستى از كهكشان‌ها گرفته تا اجزاى اتم‌ها از نظر حقيقت وجود و دوام و بقا و آثار و خواص ، در علم ازلى او معيّن و در لوح محفوظ او مندرج و در مرحلهء تحقق خارجىاش معلوم است . عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ الْكَبِيرُ الْمُتَعَالِ يعنى : او داناى هر نهان و آشكار ، و بزرگ و برتر است . مراد از « غيب » هر چيزى است كه از حواس ظاهرى و باطنى انسان و هر صاحب حاسّه‌اى پنهان است . و مراد از « شهادت » هر چيزى است كه در مقابل حواس ، حاضر و ظاهر است . پس چيزى نسبت به او غيب نيست ؛ و غيب و شهود نسبت به غير او امر نسبى است . و مراد از بزرگى او عظمت مقام و جلال است ، و از تعالى او علوّ مقام و سلطه و استيلا و تفوّق بر ممكنات است . و يا مراد از متعال آن‌كه او برتر از اين است كه كُنه ذاتش به اذهان مخلوق درك شود و يا به زبان او توصيف گردد .